‏نمایش پست‌ها با برچسب درد دل. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب درد دل. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷/۰۶/۱۴

افتخار کنیم یا تاسف بخوریم؟

Begin pArSTools.com -->

پروفسوردکتر محمد جمشیدی مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا،
دکترفیروز نادری مدیر برنامه اجرایی سیاره مریخ در ایستگاه فضایی ناسا،
دکترحمید برنجی عضو پژوهشگران ایستگاه فضایی ناسا،
دکترقاسم اسرار عضو هیات مدیره ایستگاه فضایی ناسا،
دکترکاظم امیدوار عضو پژوهشگران ایستگاه فضایی ناسا،
دکترمحمد جمشیدی مدیر کنترل تکنیک ایستگاه فضایی ناسا،
مهندس رضا غفاریان مهندس لابراتوار نیرو محرکه جت ایستگاه فضایی ناسا،
پروفسور دکتر پرویز معین رییس موسسه مرکزی تحقیقاتی دانشگاه ناسا در آمریکا،
پروفسوردکتر صمد حیاتی عضو هیات مدیره ایستگاه فضایی ناسا،
دکترعبد الحمید کریمی در رابطه با ساخت موشک های فضایی در ناسا،
و خانم دکتر مقدم در آزمایشگاه پیشرانش جت در ناسا بر روی رادارها کار می کنند.
حدود 70 الی 80 ایرانی در ناسا فعالیت دارند طبق اخرین اماری که گرفته شده و در روزنامه space چاپ شده, 43 درصد ناسا از پژوهشگران ایرانی می باشد.
به این مساله افتخار کنیم یا به خاطر از دست دادن این همه استعداد تاسف بخوریم؟

۱۳۸۷/۰۵/۲۹

ماجراي وام يك همكار

چند روز قبل يكي از همكاران گروه زبان ناحيه دو اردبيل به من زنگ زد . از من حالي و احوالي پرسيد و سپس درد دلش وا شد . همكارم مي گفت كه من هم مثل شما اجاره نشين هستم . صاحب خانه اعلام كرده كه يا دو ميليون تومان به رهن خود اضافه كن يا صد هزارتومان در ماه بايد اجاره بدهيد وگرنه مجبورم شما را بيرون كنم . ايشان با من مشورت مي كردند كه چگونه مي توان از اداره آموزش و پرورش حداقل يك ميليون تومان بصورت وام دريافت نمود .
بعد از كلي صحبت در تلفن به ايشان گفتم تا نامه اي به رئيس اداره بنويسد و عين واقعه را در نامه خود منعكس نمايد . و مطمئن بودم اگر اينكار را انجام دهد نتيجه خواهد گرفت . بعد از دو روز همان همكار دوباره به من زنگ زد و تشكر نمود كه رئيس در زير نامه من نوشت به معاونت امور مالي با مساعدت مشكل ايشان حل گردد . هر دوي ما خوشحال شديم . روز بعد ايشان زنگ زدند و با ناراحتي گفتند كه معاون مي گويد ما چنين پولي نداريم . متعجب شدم . چون در هيات مديره صندوق وام ضروري اداره هستم و همين چند روز قبل مبلغ ده ميليون تومان در اختيار رئيس قرار داديم تا در چنين مواقع ضروري به درد همكاران بخورد .
از ايشان خواستم تا دوباره به معاون مراجعه و نتيجه را به من هم بگويد . بار ديگر ايشان زنگ زدند و گفتند كه معاون محترم مي گويند به هيچ وجه ممكن نيست . چون شما دو ماه قبل از صندوق وام گرفته ايد !!!!
از همكارم سئوال كردم مگر شما همين مطلب را در نامه خود به رئيس ننوشته بوديد ايشان گفتند كه چرا همين مطلب در نامه بود و ضمنا من هم توضيح دادم كه اين مسئله بعد از گرفتن و خرج كردن وام رخ داده و آبروي من و خانواده ام در خطر هست و رئيس بعد از توضيحات من آن مطلب را نوشت .
بلاخره بعد از چند روز مراجعه به تمامي شعبات اداره اين معلم بيچاره موفق نشد تا يك ميليون تومان وام تهيه كند . ازيك طرف خانواده واز طرف ديگر صاحب خانه ايشان را تحت فشار قرار دادند تا هر چه زودتر تكليف خود را روشن كن . حال اين معلم شريف شرمنده اهل و عيال و ........
حال شما مي توانيد در مورد عزت و مقام معلمان خود در جامعه اسلامي پي ببريد ؟!!!!!
آيا در وزارت نفت هم با كارمندان چند ساله خود چنين رفتار مي شود يا در بانكها و يا در شركت هاي گاز و آب و برق و مخابرات و....
با اين وضع آيا مي توان از معلمان انتظار روحيه شاد و تربيت نسلي با سواد و شجاع داشت . من كه فكر نمي كنم !!!!!

رئيس مجلس بايد از جامعه فرهنگيان عذر خواهي كند

قياس غير منطقي و توهين آميز رئيس مجلس در جمع روساي آموزش و پرورش متاسفانه بدون كوچكترين جوابي باعث شگفتي جامعه فرهنگيان كشور شده و جناب آقاي لاريجاني معلوم نيست با چه نيت و منطقي دست به چنين توهيني زده .
از حاضرين در جلسه انتظار مي رفت كه در همان مكان جواب لازم به توهين ايشان دادن مي شد . ولي از آنجا كه اكثريت مديران فعلي برحسب دسته و باند بر ميز رياست تكيه زده اند لذا اين انتظار از آنان به نظر مي رسد كه به جا و به حق نبوده باشد وگرنه لاريجاني جرات نمي كرد در جمع مسئولان رده اول دستگاه تعليم و تربيت چنين جسارتي بر فرهنگيان ايران نمايد .
البته با تو جه به اينكه چند سالي است توهين به معلمان از طرف دولت مردان باب شده و وقتي معاون وزير هيچكذام از معلمان فعلي را سايسته معلمي نمي داند و اعلام مي كند كه همه اين افراد از سر ناچاري معلم شده اند لذا اين توهين هم سهم مجلس در راس امور محسوب مي گردد .

۱۳۸۷/۰۵/۲۶

تلاش معلمان

چند سالي است كه تعدادي از معلمان شجاع وطن مصلحت انديشي همگاني را كنار گذاشته و صاف و ساده به بيان درد هاي معلمان ايران پرداخته اند . هر چند اين عمل در نظر سياست مداران از هر گروه و دسته خوش نيامده ولي آنان تلاش داشتند و دارند تا بدنه نحيف آموزش و پرورش را از مرگ حتمي نجات دهند . برخي اين عمل معلمان را سياسي تلقي نموده و به فكر راه حل هاي سياسي افتادند و مسئله آسان و فرهنگي را به خارج مرز هاي ايران پيوند دادند در حالي كه همگان بخوبي واقفند كه امروز از دستگاه تعليم و تربيت ما فقط اسمي مانده ديگر هيچ . حال معلمان مانده اند كه با چه زباني شرح حال نمايند تا كسي را دل خون نكنند و يا دولت مردان را به فكر مقابله نياندازند .